دو عاشق

در آغوشم بگیر


آن چنان خسته ام


که حتی افقهای نگاهم نیز گم می شود


در این هوای دلگیر


مرا محکم بفشار


برای زندگی تهی از هیجانم  مرا محکم در آغوشت بفشار


به من ببخش نوازش دستت را


با تصنیف دوستت دارم لبهای شیرینت


و مرا نوازش بده در این روزها


بگذار من نیز


تو را در اغوش گیرم 

 

و لب بر لبهای تو گذارم 

 

تا دریابی چه قدر دوستت دارم

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 16:39 توسط مریم|


آخرين مطالب
» 
» خاطرات...
» 
» 
» 
» دلتنگم...
» 
» 
» سلام سلام همگی سلام ای زندگی سلامممممممممم...
» بوی پاییز...
Design By : Pars Skin